خرید بک لینک
قسم به لحظه جلوه نمودن رویت که از شدت نورت، خورشید در هم میxad پیچد. قسم به دیدگانت که فروغش ستارگان را بی نور و بی فروغ می نمایاند. قسم به صلابت گامهایت که چون کوهی متحرک است. قسم به جلوه گریت که هر نا ارزشی را بی ارزش می کند. قسم به آن لحظه که دریای قلبم از محبتت مشتعل می گردد. قسم به آمدنی که خود، بهشت نزدیک شونده است. خواهی آمد چون صبحی که طلوع میxad کند. خواهی آمد چون ستارگانی که از پس پرده غیب سر برون میxad کنند. خواهی آمد تا محقق شود وعده پروردگارم (و العاقبه للمتقین) این قول رسول کریم من است... برگرفته از سوره مبارکه تکویر

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 19:03

بسم الله الرحمن الرحیم

از بعد اربعین، دنیا گویی روشن شده است...
شما هم همین روشنایی را می بینید؟


برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

بسم الله الرحمن الرحیم در روند کلاس پیش تهلیل آنچه به عنوان تمرین و تکلیف داده میشد به نظر موضوعاتی ضروری و هم بدیهی میآمد. مسئله مقصدیابی در زندگی، مسئله عمل به قرآن به نحو برنامهریزی در زندگی و غیره، مسائل مهم و برای یک فرد جوان ضروری است. آنچه پس زمینه این کلاس است، ظاهرا این است که قرار است انسانی با ذهن منظم، قرآنفهم، آرمانطلب و عملگرا ساخته شود. نه اینکه تصور کنیم چنین فردی هستیم! بلکه «ساخته» شود... به نظرم اگر آدم تشخیص بدهد که دارد چنین فردی میشود یا نه، تمرینات برایش فهمیدنی و شدنیتر شده و از بار ابهاماتش کاسته میشود. برای اینکه چنین انسانی شویم، احتیاج به بسترهای عمل جدی داریم... اگر قبلا جامعه خود به طور ناچار دارای چنین بسترهای جدیای بود –مثلا جنگ-، الان چنین نیست... میشود «جدیت» را از همه زندگی فعلی در جامعه تهرانی حذف کرد، و خوب زندگی کرد! میشود اینطور، به اصطلاح خوب زندگی کرد و راضی بود! میشود راضی بود و فکر کرد خدا هم از او راضی است! میشود همه چیز را به نحوی که دلت میخواهد ببینی! اما رویکرد تیزبینانهی جدیت در زندگی، طومار رضایت از خود و توهم رضایت خدا از توقف در وضع کنونی را در هم میپیچد... در وصف نوجوانی آیتالله خامنهای میگویند 14 ساله که بوده عمامه سر میگذاشته و خیلی جدی درسها را میخوانده است. یکی از همحجرهایها به او گفته: آسیدعلی! چقدر

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

سلام بر کسی که گفت من بشری مثل شما هستم ولی بشری مثل او نبود. همان کسی که مثل همه بود و هیچ کس مثل او نبود. همان سر سلسله بی همتایان مملکت وجود همان سر سلسله پادشاهان عالم لاهوت همان کسی که تنها نبود با اینکه همتایی نداشت. همان کسی که خدا ظهیرش بود. همان کسی که ملایکه برای پشتیبانی اش پشت به پشت صف کشیده بودند. همان کسی که جبرییل زانو زده و آماده به خدمتش بود. همان کسی که بی همتای مومنان پشت به پشتش ایستاده بود. چگونه گمان کردند تنهایی؟ چگونه گمان کردند که نمیدانی چه میکنند؟ تویی که سمع و بصر مکان و لامکانی تویی که قلب تپنده زمین و زمانی چگونه گمان کردند اگر علیه تو باشند تو کسی را نداری؟ چگونه گمان کردند که میتوانند تو را خوار کنند؟ تویی که شکوه و بلندایت را احدی غیر خدا نمیداند... سلام بر تو ای استوارترین رسولم: همان کسی که ظهیر عالم بود و خدا ظهیر او همان کسی که عالم قائم به او بود و در قیام برای او همان سر سلسله بی همتایان مملکت وجود همان سرسلسله پادشاهان عالم لاهوت... برگرفته از سوره مبارکه تحریم

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالهَا(1) وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا(2) وَ قَالَ الْانسَانُ مَا لهَا(3) یَوْمَئذٍ تحَُدِّثُ أَخْبَارَهَا(4) بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى لَهَا(5) یَوْمَئذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ(6) فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ(7) وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ(8) چرا یادم نیامد؟ چرا یادم نمی آید.. ای زمین؛ که تو هم امام داری؟؟؟ چرا زلزله ات مرا تا امام تو نبرد؛ ای زمین؟؟ مرا چه شده؟؟ امام زندگی ام کجاست؟؟ امام ام....امام ام....امام ام...........ر

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

در عالمی که شب و روز به دنبال هم میxad آیند، و مردمان، دلیلِ تاریکی را نبودِ اصلِ نور میxad دانند، و از جایگاه خورشید و رو نکردن خود به سوی نورش غافلند، و وضع خویش را دلیل فرو رفتن در تاریکی با وجود گستردگی نور خورشید نمیxad دانند، خداوند نورت را گسترد و تو را خورشید عالم تاب قرار داد، خورشیدی که خودش دار و ندارت، و آغوشش مأوایت بود. خورشیدی پیدا نزد خدا و گم شده و مغفول در نزد بندگان! آری! خداوند تو را خورشیدِ روی زمین قرار داد، و نورت را گسترد، تا مردمان پیدایت کنند و به تو رو کنند، و به دورت جمع شوند، و یتیم و سائل کوی تو شوند، تا از طریق تو، نور و هدایت و سرپرستی بگیرند. و تو را بلند آوازه نمود تا پیدا شوی تا محل رجوع بندگان شوی تا مأوی بخش و دستگیرِ یتیمان و سائلان و گم شدگان عالم باشی، به قدر پیدا شدنت و به قدر رو کردن و ابراز نیازشان به سوی تو! پ.ن: یک. برگرفته از سور مبارکه ضحی و انشراح دو. در تفسیر برهان از ابن بابویه نقل کرده که وى به سند خود از ابن جهم از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده که در مجلس مامون فرمود: خداى تعالى به پیامبر گرامیxadاش محمد (صلوات اللَّه علیه) فرموده: «أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى »، یعنى تو یتیمى بودى خداى تعالى مردم را دور تو جمع کرد، «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا» یعنى تو نزد قومت گم شده بودى، «فه

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

بسم الله الرحمن الرحیم امروز در سالروز نهم دیماه، ساعت 3:30-4 بود که از مدرسه قرآن با رفیق درآمدیم و به سمت مترو حرکت کردیم. قبلش کسی بهم گفته بود که آدمها دارند در میدان انقلاب، تجمع میکنند و شعار میدهند. جدی نگرفتم. به کوچه پشتی سینما بهمن رسیدیم، ته کوچه غلغله بود. یکهو آدمها دویدند سمت ما! اول نفهمیدیم چه شده. بعد فهمیدیم پلیس در خیابان است و آدمها شعار میدهند و فرار میکنند توی کوچه! از کوچه درآمدیم و رفتیم آن طرف خیابان کارگر. تصمیم گرفتیم از خیابان فرصت برویم به سمت متروی توحید. متروی انقلاب عملا غیرقابل دسترسی بود. در میدان شروع کردند به شعار دادن و آدمها دوباره به سمت ما دویدند، یک لحظه رو به آدمها ایستادم. میخواستم بگویم: "ترسوها نمیتوانند انقلاب کنند! اگر راست میگویید بایستید و خون بدهید!" نگفتم! آنقدر همه چیز احمقانه بود که حتی حوصله همین هم نبود! احمق کسی است که نفعش را تشخیص ندهد (قال معصوم علیهالسلام). احمق، نفعش را در هر چه شر باشد، می بیند... احمق کسی است که چون فاسق برای او خبری بیاورد، خبر را پایین و بالا نمیکند... (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمین، حجرات، 6) #مرگ_بر_ضد_ولایت_فقیه

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

گفته بودند منزلت آسمان است و زمین، محل عبور و مرورت و نورت راهنمای زمین به آسمان است و ردّ قدومت، توتیای چشم روندگان به سوی آن! گفته بودند صدای پایت شنیدنی است هنگامی که برای بردن کسی به فرا سوی بیکرانها می آیی و روشنایی نورت دیدنی است هنگامی که مسیر عبور را از زمین به آسمان نمایان می کنی! گفته بودند وقتی می آیی قوت و ناصر می شوی قوت قدم نهادنم در آسمان می شوی ناصر قدم های ناتوان زمینیان می شوی حافظِ نفوس همگان در گذر به سوی عالَم بالا می شوی آن هنگام که درهای قلبشان را می کوبی، صدایشان می کنی، دستشان را میگیری و آسمان را نشانشان می دهی، آن هنگام که لبیک می گویند و لبخند می زنی و راه بلدشان به سوی آسمان می شوی! چشم بر آن بلندا دوخته ام چه بلند و چه دور و چه دست نیافتنی! آری! اگر نبودی، آسمان دست یافتنی نبود! اگر نبودی، اصلا دیگر راهی به سوی آن نبود! چشم بر آسمان دوخته ام چشمانم به دنبال مسیری به سوی آن بلندا می گردد، صدایی بلند شد، صدای پایی می آید، دری کوبیده می شود، این صدای کوبش درهای قلب من است... دویدم و درها را گشودم! خودش بود! طارق، ستاره، نور، راه! آمده تا ردّ قدومش توتیای چشمم شود آمده تا قوت و ناصرم شود آمده تا راه بلدم به سوی بیکران ها شود آمده تا حافظم در گذر از

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

بسم الله الرحمن الرحیم آن که در غمهایش غرق شده است، هیچ گاه "ابرار" نمیشود. آن که درگیر خودش است، هیچ گاه علم به وجودش وارد نمیشود. ابرار جهت گره گشایی اجتماعی، حتما دارای علم متناسبی هستند. دست از سر خودمان برداریم... وگرنه عمر تمام میشود و همینی میمانیم که هستیم.

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

بسم الله الرحمن الرحیم هر انسانی به میزان صدق خود، صدق و کذب هر چیز و هر کس دیگری را می تواند تشخیص دهد. صدق مقام تطبیق هر آنچه در درون است با حق است. قالَ اللَّهُ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ * لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فیهِنَّ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ (سوره مائده، دو آیه آخر).

برچسب: نویسنده: زهرا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

صفحه بندی